آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند؟
تا حالا شده مقابل سقا خانه امام رضا علیه السلام رو به پنجره فولادی اش ؛ به سلام بایستی و پشت سرت سنگینی نگاهی بی نهایت را حس کنی؟ تا حالا شده نگاهت را برگردانی و با خود بگویی: عجیب است گنبد و گلدسته ، روبروی من است و سنگینی نگاه پشت سرم؟
تا حالا شده چند قدم عقب تر برگردی و ببینی جماعتی کنار دیوار صحن به ارادت ایستاده اند، در حالی که به قبر می نگرند؟
شده بپرسی این قبر کیست و به تو بگویند: عارف بزرگی از اصفهان ؛ شیخ حسنعلی نخودکی؟
کسی که نامش در فهرست آنهایی قرار گرفت که جز خدا ندیدند.
· صدای ملکوتی
اولین روزی که برای زیارت و درک استاد خود، حاجی سید مرتضی کشمیری، به محل سکونت وی در مدرسه بخارایی ها رفته بود، جمعه بود، جمعه روزی خلوت برای صحن و سرای مدرسه و او هیچ کس را پیدا نکرد که نشانی اتاق استاد را از او جویا شود.
سرگردان به هر سو می نگریست که ناگاه از داخل یکی از حجرات در بسته، صدایی شنید که او را با نام ، نزد خود می خواند.
ادامه مطلب
طبقه بندی: یه خط از عاشقی...،
برچسب ها: وصیت نامه، نخودکی اصفهانی، سالک، سیر و سلوک، حضرت فاطمه زهرا، کلید، توصیه، عارف،


