آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند؟
تا حالا شده مقابل سقا خانه امام رضا علیه السلام رو به پنجره فولادی اش ؛ به سلام بایستی و پشت سرت سنگینی نگاهی بی نهایت را حس کنی؟ تا حالا شده نگاهت را برگردانی و با خود بگویی: عجیب است گنبد و گلدسته ، روبروی من است و سنگینی نگاه پشت سرم؟
تا حالا شده چند قدم عقب تر برگردی و ببینی جماعتی کنار دیوار صحن به ارادت ایستاده اند، در حالی که به قبر می نگرند؟
شده بپرسی این قبر کیست و به تو بگویند: عارف بزرگی از اصفهان ؛ شیخ حسنعلی نخودکی؟
کسی که نامش در فهرست آنهایی قرار گرفت که جز خدا ندیدند.
· صدای ملکوتی
اولین روزی که برای زیارت و درک استاد خود، حاجی سید مرتضی کشمیری، به محل سکونت وی در مدرسه بخارایی ها رفته بود، جمعه بود، جمعه روزی خلوت برای صحن و سرای مدرسه و او هیچ کس را پیدا نکرد که نشانی اتاق استاد را از او جویا شود.
سرگردان به هر سو می نگریست که ناگاه از داخل یکی از حجرات در بسته، صدایی شنید که او را با نام ، نزد خود می خواند.
شیخ به سوی اتاق مرد رفت. در گشوده شد و بی آن که چیزی بپرسد ، پاسخ شنید : بیا! کشمیری منم و بدین ترتیب او در دامان انسان هایی ماورایی و آن سویی قرار می گیرد.
· کلید درهای بسته
شب ماه رمضان است. استاد کشمیری پس از افطار با او به مدرسه باز می گردد؛ اما کلیدی با خود ندارد. ناگهان به یکی از همراهان خود می گوید: معروف است نام مادر حضرت موسی، کلید قفل های در بسته است ؛ پس چگونه نام نامی حضرت فاطمه زهرا علیه السلام چنین اثری نکند؟
استاد شیخ نخودکی با این قلب و باور سلیم، دست روی قفل بسته می گذارد و نام مبارک حضرت فاطمه علیها السلام را بر زبان می راند و ناگهان قفل در گشوده می شود.
شیخ نخودکی دانش های باطنی و اسرار الهی را در چنین باطنی و اسرار الهی را در چنین نفس هایی به جست و جو می نشیند.
· نسوز!
سیر و سلوک زاهدانه، مردان خدا را به مرتبه ای می رساند که تمامی کائنات تحت فرمان آنان قرار می گیرند. حجره فوقانی مدرسه، آن روز را از یاد نمی برد که فریاد ناله طلبه ای ، تمام حجره را پر کرد؛ طلبه ای که نیش عقرب، عنان طاقتش را ربوده بود.
حاج شیخ نخودکی به او فرمود: چه شده؟
طلبه گفت: می سوزم؛ می سوزم.
حاج شیخ آرام فرمود: خوب نسوز!
بلافاصله با نفس امری این مرد حق، درد و سوزش وی ساکت شد.
· وصیت می کنم ...
مردان خدا میراثشان نیز آغشته از حق و هدایت است. این عارف شهیر برای پسرش وصیت نامه ای به میراث گذاشته که برای شیعه ، گنج های دو جهان را به همراه دارد.
برخی از آن اسرار:
بدانید که انجام امور مکروه، موجب تنزل مقام بندهء خدا می شود و به عکس، انجام مستحبات، مرتبه او را ترقی می بخشد . وصیت می کنم:
· اول: آنکه نماز های ی.میه خویش را در اول وقت آنها به جای آورید.
· دوم : آن که در انجام حوائج مردم، هر قدر که می توانید ، بکوشید و هرگز میندیشید که فلان کار بزرگ از من ساخته نیست؛ زیرا اگر بنده خدا در راه حق، گامی بردارد، خداوند نیز او را یاری خواهد فرمود.
در اینجا پسر او عرضه داشت: پدر جان! گاهی هست که سعی در رفع حاحت دیگران، موجب رسوایی آدمی می گردد.
شیخ فرمود: چه بهتر که آبروی انسان در راه خدا بر زمین ریخته شود.
· سوم: آن که سادات را بسیار گرامی و محترم شمارید و هر چه دارید، در راه ایشان صرف و خرج کنید و از فقر و درویشی در این کار پروا منمایید.
· چهارم : از تهجد و نماز شب ، غفلت مکنید و تقوا و پرهیز ، پیشه خود سازید.
طبقه بندی: یه خط از عاشقی...،
برچسب ها: وصیت نامه، نخودکی اصفهانی، سالک، سیر و سلوک، حضرت فاطمه زهرا، کلید، توصیه، عارف،


